وبلاگ zahra123
Track zahra123's 1be1 Blog:
View zahra123's profile
| ||
![]() سلام چند سال پيش حكايتي شنيدم به اين مضمون(كمي گشتم تو نت اما پيداش نكردم واسه همينم فقط چيزي كه يادمه رو ميگم!) : اسكندر از سقراط ميپرسه : خوشبخت ترين انسانهايي كه ديدي رو نام ببر و دليل خوشبختيشون رو هم بگو سقراط 3نفر رو نام ميبره و كمي در مورد زندگي و نحوه مرگشون توضيح ميده (اسكندر منتظر بود اسم خودش به عنوان يكي از اونها برده شه اما سقراط اسم اكندر رو نميبره) اسكندر از سقراط ميپرسه : پس من چي؟ من خوشبخت نيستم؟ سقراط ميگه: زندگي تا به انتها نرسه نميشه راجع بهش چيزي گفت، واسه همينم اين سه نفري رو كه نام بردن چون مردن و ديگه زنده نيستن راجع به خوشبخت بودنشون ديگه ترديدي نيست حالا اينو واسه چي ميگم؟ من با احترام بسيار از اول از "رضازاده " خوشم نمي اومد .تا اينكه بعنوان جهان پهلوان معرفيش كردن ...كه خطاي احمقانه اي بود.تقدير جاي خودش اما بعضي از عنوانها نقل و نبات نيستن.اينم بگم گاهي حتي راجع به مرحوم تختي هم ميگم چون خيلي زود مرد هنوز اينقدر عزيزه وگرنه اونم ممكن بود بالاتر يا پايين تر بره خلاصه ،چند وقت پيش كه رضازاده رو به خاطر حضور تو تبليغات ملك تو دوبي مواخذه كردن ،ناراحت شدم.حقش نبود.جايگاه اين بنده خدا رو خودمون برده بوديم بالا و حالا هم به خدامون بي احترامي شده بود .(اصولا ما ايرانيا هر وقت كسي رو دوست داريم بايد برچسب معصوميت و بدون خطا بودن رو بزنيم بهش مثل مصدق كه چندوقت پيش يه پستي داشتم راجع بهش) كار به جايي رسيد كه نهايتا رضازاده نتونست زير بار اين همه توقعات مزخرف دوام بياره و خداحافظي كرد! گاهي بد نيست يادمون بمونه آدم مثل آدم رفتار ميكنه ،گاهي بد گاهي خوب گاهي.. و به خاطر همين كه هست بايد قبولش داشته باشيم. قرار نيست آدم خدا شه تا دوست داشته شه خسته نباشي پهلوان رضازاده خداحافظي كرد جهان پهلوان حسين رضازاده دارنده دو نشان زرين المپيك فردا از عرصه قهرماني خداحافظي ميكند تا شاهد تكرار سومين قهرمانياش در المپيك نباشيم. به گزارش خبرنگار ورزشي «تابناك»، در حالي كه طي روزهاي اخير شايعه خداحافظي حسين رضازاده در رسانههاي گروهي شدت گرفته بود، امروز اين شايعه تبديل به واقعيت شد تا مرد شماره يك وزنه برداري جهان خود را براي خداحافظي فراهم كند. بنا بر اخبار موثق، خداحافظي حسين رضازاده قرار است فردا از رسانه ملي اعلام شود كه در آن دليل اين خداحافظي فشارهاي سنگين تمرين در طول دهه اخير و يك سري عواملي از اين قبيل اعلام خواهد شد. اين گزارش حاكي است، قرار بر آن است كه رشيد شريفي به عنوان جانشين حسين رضازاده در المپيك پكن براي افتخار آفريني حاضر شود. حسين رضازاده در طول ده سال حضور حرفهاي در ورزش افتخارات زير را كسب كرده است: - مدال برنز بازيهاي آسيايي 1998 تايلند - مدال برنز مسابقههاي قهرماني جهان 1999 يونان - مدال طلاي مسابقههاي قهرماني آسيا 1999 چين - مدال طلاي بازيهاي المپيك 2000 سيدني - مدال طلاي مسابقات ستارههاي جهان 2001 استراليا - مدال طلاي بازيهاي آسيايي 2002 بوسان - مدال طلاي مسابقههاي قهرماني جهان 2002 لهستان - مدال طلاي ستارههاي جهان 2002 روسيه - مدال طلاي جايزه بزرگ 2002 نروژ - مدال طلاي مسابقات قهرماني آسيا 2003 چين - مدال طلاي مسابقات قهرماني جهان 2003 كانادا - مدال طلاي بازيهاي المپيك 2004 آتن - مدال طلاي مسابقههاي قهرماني آسيا 2005 امارات - مدال طلاي مسابقات قهرماني جهان 2005 قطر - مدال طلاي مسابقات قهرماني جهان 2006 دومينيكن - مدال طلاي بازيهاي آسيايي 2006 دوحه نامه خداحافظي رضازاده خطاب به ملت ايران در پي درخواست فدراسيون وزنهبرداري، كادر فني و كادر پزشكي مبني بر انصراف «حسين رضازاده» از حضور در بازيهاي المپيك، قويترين مرد جهان نامهاي خطاب به رئيس فدراسيون و ملت ايران نوشت. به گزارش ايسنا، در نامه رضازاده به «بهرام افشارزاده» آمده است: از سنين نوجواني وزنهبرداري را آغاز كردم و بيش از 15 سال با كسب افتخارآفريني از ميهن جمهوري اسلامي ايران در ميدانها مختلف تلاش نمودم. بارها در رويدادهاي بزرگ جهاني از جمله المپيك، بازيهاي آسيايي و مسابقات جهاني با به دست آوردن مدال طلا و كسب رتبه نخست گرانترين مدالها را بر سينه آويختم و پرچم جمهوري اسلامي ايران را بر فراز قلههاي قهرماني، افراشتم. همراه ايرانيان سرود جانبخش ميهنم را سر دادم، تا آنجايي كه مورد توجه و پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي قرار گرفتم. در آن لحظه احساس سربلندي و غرور ميكردم. مديون محبتهاي كليه مسئولان اعم از ورزشي و غيرورزشي، مطبوعات و رسانهها هستم. اميدوارم دوستان جوان من بتوانند به خوبي به كسب مدالآوري در ميادين مختلف استمرار بخشند. در بخش ديگري از اين نامه آمده است: از شما ميخواهم مراتب احترام من را به پيشگاه مردم شريف ايرانزمين برسانيد تا موجب شرمندگيم نشود. * * * رئيس فدراسيون، كادر پزشكي و مربيان وزنهبرداري ايران طي نامهاي به «حسين رضازاده» خواهان انصراف وي از حضور در بازيهاي المپيك پكن به دليل نگرانيهاي جدي نسبت به سلامتي اين وزنهبردار شده بودند. به گزارش ايسنا، پزشكان، مسئولان و رئيس فدراسيون وزنهبرداري طي نامهاي به پهلوان حسين رضازاده با اشاره به شرايط جسماني و نگرانيهاي جدي نسبت به خطرات حضور در مسابقات، خواهان انصراف رضازاده از حضور در المپيك 2008 پكن شده بودند. در نامه رئيس فدراسيون وزنهبرداري به رضازاده با اشاره به كسب بيش از 20 طلاي المپيك، جهاني، آسيايي و بينالمللي عنوان شده است كه اين عناوين ميسر نميشد مگر با انگيزه بالا و توسل به ائمه اطهار، ضمن آنكه بانگ يا ابوالفضل شما سبب شد مذهب شيعه را به جهانيان بشناسانيم. در بخش ديگري از اين نامه با اشاره به كسب گنجينه و افتخارات بسيار از سوي حسين رضازاده عنوان شده است: مردم و مسئولين به خلوص نيت و پاكي شما ايمان داشته، چرا كه شما به حق دين خود را به ايران زمين و ايراني ادا كردهايد. اكنون كه المپيك 2008 پكن و سومين هماورد را در پيشرو داريم درخواستي را از شما مطرح ميكنيم؛ چرا كه ما رضازاده سلامت ميخواهيم نه مدالآوري به هر قيمت. در بخش ديگري از اين نامه آمده است: رضازاده بايد الگويي شود براي تمامي نونهالان و در اوج براي شاد كردن مردم كشورش تلاش كند. در ادامه اين نامه آمده است: با توجه به نظر پزشكان مبني بر منع فعاليتهاي سنگين و اضطرابآور، سختترين درخواست خود را براي سلامت شما مطرح كرده و ميخواهيم از حضور در رقابتهاي المپيك پكن خودداري كنيد. در ادامه نامه افشارزاده آمده است: البته پيش از اين و تا زماني كه نتايج آزمايشها را مشاهده نكرده بودم به هيچ عنوان برايم قابل تصور نبود كه قويترين مرد جهان از عرصه رقابت پاي پس بكشد. با اين حال به منظور حفظ سلامتي از تو ميخواهم تا براي خانواده، علاقهمندان و تمامي ايرانيان اين تصميم را اتخاذ كني |
| ||
|
اولين بار كه عكست رو ديدم قلبم لرزيد وقتي صدات رو شنيدم روحم پركشيد هميشه عكست رو كه نگاه ميكنم لبخند ميزنم اما . . . نرو!!! تنهايم نذار تو نباشي من با كي بخندم و به چه بهانه اي شاد شوم؟ چه كنم كه تنها نور زندگي مني؟ ___________ پي نوشت: آخرين عكست رو گذاشتم تو پست قبلي فقط براي خودم كنار گذاشتمش |
| ||
![]() ميبخشيد!!! اين پست صرفا جهت بالا بردن آمار وبلاگم بود ديگه خب!!! تازه حقيقت رو هم گفتم!!! |
| ||
![]() سلام! اوج جو گيري!!! |
| ||
|
سلام چند روز پيش مامان يه بشقاب ميوه آورد و گفت: اين آلبالو ها رو امروز خريدم.يكيشون رو برداشتم و كمي ورانداز كردم.اگه مامان نگفته بود آلبالوئه فكر ميكردم گيلاسه .هر كدومشون اينقدر بودن(به دستام نگاه كنين!!! ) اما وقتي گذاشتمش تو دهنم اون مزه ترش و خوشمزه رو نداشت.يه جورايي بود.حالم گرفته شد شب مهمون داشتيم.وقتي داشتم ميوه هارو ميشستم ياد اون قديما افتادم! الان آلبالوها شدن اندازه گيلاس! گيلاسها اندازه گردو! شليل اندازه هلو و هلو هم كه ديگه هيچي!!! اما هيچكدوم مزه ندارن ياد اون روزگار بخير قديما هندونه محبوبي بود ! چقدر خوشمزه بود! با اون تخمه هاي بزرگ و سفيدش.يا اون سيب گلابها كه انگار پوستشون رو چرب كرده بودن.چه عطر و طعمي داشتن.اما حالا....سيباي گلاب شدن اين هوا! اما طعم كدو رو هم نميدن راستي اون چيپسها يادتون هست تو سلفون بسته بندي ميشدن و سرش هم يه تكه مقوا نمگنه رده بودن! .....چقدر خوشمزه بود ...نه؟ روزگاره بيخوديه همه چي رنگي تر و بزرگتر و از نظر ظاهر بهتر...اما بي خاصيت تر! (دهنتون آب افتاد؟ خوبه كه!سيگار نكشيد!ميوه بخوريد+بستني !) من رفتم |
| ||
![]() مانور موشکی دیروز و امروز ایران کلی سر و صدا به پا کرد. بعضی ها می گن کار به موقع بوده و ایران با استراتژی موشک به جای موشک، جواب مانور اسرائیلی ها رو داده. بعضی های دیگر هم می گن این کار، میانه روهای آمریکا رو در بد وضعی قرار داده و شرایط داره برای تندروهای سه کشور ایران، آمریکا و اسرائیل به نحو مطلوبی پیش می ره. کاری به این حرفاش ندارم. عکس بالا رو تماشا کنید. خبرگزاری فرانسه می گه عکس سپاه نیوز از مانور موشکی، فوتوشاپی بوده. به عبارتی یکی از موشک ها عمل نکرده و برای لاپوشانی روش را با یک موشک دیگر پر کردن.. این عکس امروز روی صفحه اول خیلی از روزنامه ها چاپ شد. اگر حرف خبرگزاری فرانسه درست باشه، این کار اصلا به آیبروریزیش نمی ارزید. همون سه موشک هم برای به هم ریختن کافه کافی بود. http://hajiwashington.com/blog/ منبع :وبلاگ حاجي واشينگتن |
| ||
|
مانور موشکی دیروز و امروز ایران کلی سر و صدا به پا کرد. بعضی ها می گن کار به موقع بوده و ایران با استراتژی موشک به جای موشک، جواب مانور اسرائیلی ها رو داده. بعضی های دیگر هم می گن این کار، میانه روهای آمریکا رو در بد وضعی قرار داده و شرایط داره برای تندروهای سه کشور ایران، آمریکا و اسرائیل به نحو مطلوبی پیش می ره. کاری به این حرفاش ندارم. عکس بالا رو تماشا کنید. خبرگزاری فرانسه می گه عکس سپاه نیوز از مانور موشکی، فوتوشاپی بوده. به عبارتی یکی از موشک ها عمل نکرده و برای لاپوشانی روش را با یک موشک دیگر پر کردن.. این عکس امروز روی صفحه اول خیلی از روزنامه ها چاپ شد. اگر حرف خبرگزاری فرانسه درست باشه، این کار اصلا به آیبروریزیش نمی ارزید. همون سه موشک هم برای به هم ریختن کافه کافی بود. http://hajiwashington.com/blog/ منبع :وبلاگ حاجي واشينگتن |
| ||
![]() در کشورهای خارجی قوانین سفت و سختی به منظور عدم دسترسی نوجوانها به دخانیات وضع شده و صاحبان فروشگاهها و دکهها در صورت فروش سیگار به افراد با سن کم، به سختی جریمه میشوند. تکلیف دستگاههای خودکار فروش سیگار در این میان چیست؟ بیشتر ماشینهای تحویل خودکار سیگار در ژاپن، برای چک کردن سن خریدار از کارت ویژهای موسوم به Taspo age-verification card استفاده میکنند. ولی در ژاپن حدود 4 هزار دستگاه هم وجود دارد که سیستم تشخیص خودکار سن و اسکنر چهره دارند. اما خبرنگار یکی از خبرگزاریهای ژاپن متوجه شد که این دستگاهها به آسانی فریب میخورند، خریدار کمسن میتواند به آسانی و با قرار دادن عکسهای یک مجله که از افراد با سن قانونی گرفته شدهاند، سیستم را فریب دهند. این خبرنگار، دستگاههای خودکار فروش را در دو منطقه اوزاکا و کوبه مورد آزمایش قرار داد. در اوزاکا او موفق شد عکس روجلد 15 سانتیمتری یک مرد 50 ساله را جلوی دستگاه بگیرد و سیگار تحویل بگیرد و در اوزاکا او با قرار دادن عکس 8 سانتیمتری یک زن مشهور 30 ساله در جلوی دوربین دستگاه، سیگار تهیه کرد. شرکت فوجیتکا -سازنده این ماشینها- قصد دارد اشکال فعلی این ماشینها را برطرف کند. |
| ||
![]() مجموعه تاریخ جهان که نشر ققنوس، آنها را منتشر کرده است، مجموعه ارزشمند و دانشنامهای از تاریخ جهان است. اگر میخواهید در کوتاهترین زمان ممکن، در مورد یک موضوع تاریخی اطلاعات جامع کسب کنید، کافی است یکی از کتابهای این مجموعه را تهیه کنید و بخوانید. در این پست، یکی از کتابهای این مجموعه را به شما معرفی میکنم: تاریخ پزشکی. شخصا جای خالی تاریخ پزشکی را در سیستم آموزش پزشکی ایران بسیار احساس میکنم، دانشجویان و پزشکان ما غالبا با زندگینامه مشهورترین پزشکان و سیر کشفهای دنیای پزشکی آشنا نیستند و متأسفانه کمتر کتابی را هم میتوان یافت که به صورت مختصر و مفید در این مورد نوشته باشد و این خلأ را پر کند. مطالعه تاریخ همیشه شیرین است و به باور من صرفنظر از رشته ای از علوم که مشغول تحصیل در آن هستید، دانستن نکتهها و لطایف تاریخی، بر شوق شما برای کسب دانش خواهد افزود. کتاب تاریخ پزشکی از مجموعه تاریخ جهان تألیف «لیزا یونت» است و «رضا یاسائی» برگردان را انجام داده است. چاپ کتاب مثل دیگر کتابهای این سری بسیار خوب و بینقص صورت گرفته است و اشکالی به آن نمیتوان گرفت. کتاب با احتساب قسمت نمایه، 173 صفحه دارد.خواندن این کتاب را به همه و به خصوص پزشکان توصیه میکنم. بریدهای از این کتاب: روز پشه در این گزیده کـه ازکتاب تاریخ مصور طب کمبریج، تألیف روی پورتر، اقتباس شده است، رونالد راس، پزشک بریتانیایی اولین مرتبهای را که انگلهای میکروسکوپیک عامل مالاریا را در شکـم یک پشه دید، شرح داده است. کشف راس که ثابت کرد پشهها میتوانند ناقل بیماریهای وخیم باشند، در روز بیستم اوت ١٨٩٧ رخ داد که از آن با نام «روز پشه» یاد میشود. «در حدود ساعت یک بعد ازظهر با وجود خستگی مفرط چشمانم در صـدد کشـتن پشه سی و هشتم بودم... برشها عالی بودند و من نیز با این مشاهدات آشنا شده بودم، با همان شور و دقتی که شخصی در ویرانههای یک قصر بزرگ به دنبال گنج میگردد، مشغول جستجو بودم. هـیچ چیز ... ولی هنوز بافتهای معده را باید بررسی مـیکردم... گروه بزرگ و سـفیدرنگی از سلولها شبیه به سنگفرشهای حیاط که هر یک باید به دقت بررسی میشـدند و دستکم نیم ساعت طول میکشید. من خسته بردم و حاصل آن چه بود؟ تا آن زمان لابد معده هزار پشه را بررسیکرده بودم، اما فرشته خوشبختی سرانـجام دسـتی بـه سـر مـن کشـید. مـن مأیوسانه بار دیگر جستجویم را آغازکرده بودم که یک خط گرد و واضح را مقابلـم دیدم... حدود این سلول چنان مشخص بود و سلول به قدری کوچک بود که نمیتوانست سـلول معمولی معده پشه باشد. بیشتر نگاهکردم. در اینجا سلول مشابه دیگری هم بود و سلول مشابه دیگری هم در جای دیگر ... در هر یک از این سلولها تودهای از دانههای کوچک سیاه رنگ به سیاهی شبق (سنگ سیاهرنگ نسـبتا قـیمتی)، شـبیه دانـههای رنگـدانـهای سـیاه هلالهای پلاسمودیوم (تکیاختة عامل مالاریا) دیدم ... من دوازده سلول را دیدم که همگی یکشکل و یکاندازه بردند و همگی دقیقا همان دانههای سیاه را داشتند. سپس از نه سلول طرحهایی کشیدم... یادداشتهایم را جمعکردم، نمونه را مهر و موم کردم، به خانه رفتم تا چایی بنوشم و ... تقریباً یک ساعت خوابیدم. هنگامیکه بیدار شدم و ذهنم روشنتر شده بود اولین فکری که به ذهنم رسید این بود: یافتم! مسئله حل شد!» پینوشت: «راس» به خاطر تحقیقاتش روی بیماری مالاریا در سال 1902 برنده جایزه نوبل پزشکی شد. در زیر عکسی از عامل بیماری را که به کمک میکروسکوپ الکترونی گرفته شده است، میبینید: منبع: وبلاگ يك پزشك http://www.1pezeshk.com/ |
| ||
|
فلش بکنید به سال 1348: یونس جوان، پسر ارباب دهای است که سرعین نام دارد. قرار است از دربار فردی به نام هویدا به سرعین بیاید. فرماندار اردبیل از یونس میخواهد که مسئول تشریفات باشد و محل اقامت و پذیرایی را فراهم بکند. هویدا سر چهارراه (اینجا رسم است چهارراه مرکزی فقط چهارراه خوانده شود. بدون هر پسوند دیگری. چهارراه!) با یکی دو نفر پیاده میشود و با یونس و دیگران پیاده به گامیشگولی میروند. استخر گامیشگولی کولیوار و ابتدایی، آب گرمی ازش میجوشد و یک طرف گاوها را میشورند و یک طرف آدمها… هویدا: چرا اینجا رو درست نکردید!؟ (سر یونس جوان با داد و فریاد) یونس: میگویند دولت باید بسازد. (تتهپتهکنان) هویدا: مگر دولت حمامداری بکن است! مگر دولت میتواند هتل اداره بکند! بروید ببینید مردم حمام نمره را استقبال میکنند یا استخر را! وام بگیرید اگر پول ندارید اینجاها را درست کنید. هتل و مسافرخانه بسازید برای هرکس به وسعش. فلش بک به 1387: حاج یونس 74 سالش است. در همین سال دولت هتلهای لاله را که در سیسال پیش به نفع خودش مصادره کرده بود به بخش خصوصی فروخت. سئوال و جواب این است. تاریخ چه میگوید؟ منبع: روبو http://robo2.wordpress.com/ |
| ||
![]() شرکت گوگل بارها به عنوان مناسبترین و بهترین شرکت برای کار کردن، انتخاب شده است. بارها عکسهایی از محیط شیک و راحت کار و امکانات تفریحی خوب این شرکت دیدهایم. اما سرویس بهداشتی کارکنان گوگل هم دیدنی است! توالت مدرن گوگلیها را یک شرکت ژاپنی به نام Toto ساخته است. خودمونيم ها!!! چه باحال!اونوقت اينجا حتي كارمندا ميزوصندلي استاندارد ندارند! اي ي ي ي ي ي!!! |
| ||
|
گرمازدگي و راه هاي درمان آن محققان مي گويند گرمازدگي زماني بروز مي کند که بار اضافي بر سيستم کنترل دماي بدن وارد مي شود و بدن ديگر قادر به خنک کردن خود نيست، از اين رو تعريق فراوان موجب اختلال در بدن مي شود. گرمازدگي در مناطق گرمسيري بيشتر به چشم مي خورد. همچنين مردان بيش از زنان مستعد ابتلاي به گرما زدگي هستند. علت اين امر عرق کردن بيشتر مردان و همچنين از دست دادن سريع تر آب بدن در مقايسه با زنان است. پزشکان توصيه مي کنند که مردم در هواي گرم تابستان از مايعات و آب ميوه زياد استفاده و از مصرف قهوه، چاي و انواع کولاها خودداري کنند زيرا اين مواد باعث از بين رفتن بيشتر آب بدن مي شوند. همچنين پزشکان استفاده از سبزي ها و ميوه ها را درتابستان به جاي غذاهاي پرچرب و دير هضم يا داراي پروتئين بالا بسيار ضروري مي دانند. دکتر "محمد مقدري" پزشک عمومي در گفت و گو با گروه گزارش ايرنا گفت : از عوارض گرمازدگي، درد ، گرفتگي عضلاني و خستگي است که اين عوارض به علت از دست دادن آب و نمک بدن به وجود مي آيد. حمله گرمايي از ديگر عوارضي است که بر اثر از دست دادن مکانيسم تنظيم گرمايي بدن خودش را نشان مي دهد و شخص بيمار حتي ممکن است دچار خواب آلودگي و اغما شود. وي افزود: شخصي که دچار گرمازدگي مي شود بايد تا 12 ساعت از هرگونه فعاليتي اجتناب کند. اين بيمار اگر دچار گرفتگي و درد عضلاني بود، بايد به وي آرامش داد تا بتواند از اين درد راحت شود. مقدري در مورد استفاده از "خاکشير" در فصل گرما براي جلوگيري از گرمازدگي يادآور شد: استفاده از خاکشير يخ زده با شربت آبليمو براي جلوگيري از گرمازدگي موثر است زيرا خاکشير داراي مادهاي ضد ميکروبي است که در هواي سرد، پايدار و فعال ميشود. وي توضيح داد : خاکشير بايد به شکل يخ زده يا همراه با خرده يخ مصرف شود، در غير اين صورت اسهال آور است. اين داروي گياهي مورد تأييد پزشکان سراسر دنيا است. اين پزشک در مورد اثرات گرمازدگي گفت: بيمار گرمازده اي که دچار درد و گرفتگي عضلاني است پوستش خنک و مرطوب و فشار خونش به احتمال پايين مي آيد و درمان آن دادن آب و نمک به وي است . وي خاطرنشان کرد : گرفتگي عضلاني بيشتر در عضلات بازو، ران و شکم به خاطر خروج بيش از حد نمک در حين تعريق شديد يا کاهش جذب نمک به وجود مي آيد. مقدري ادامه داد: نبايد بيماري که دچار گرفتگي عضلاني شده را ماساژ داد، اين ماساژ مي تواند درد را افزايش دهد. بهترين راه حل براي رفع اين نوع گرمازدگي حل کردن يک قاشق چاي خوري نمک در يک ليوان آب است که بايد در هر 15 دقيقه نصف ليوان به آرامي به بيمار داده شود. وي توصيه کرد که مردم در تابستان توجه بيشتري به رژيم غذايي خود داشته باشند و در اين راستا نوشيدن آب به مقدار کافي يکي از مؤثرترين عوامل براي پيشگيري از گرمازدگي است. به گفته وي فردي که در محيط بسيار گرم مشغول به انجام فعاليت هاي شديد بدني باشد، دچار اختلالات شديدي خوني مي شود، زيرا تجمع خون در عروق پوستي و کاهش خون رساني به اندام هاي اصلي رخ مي دهد و در عين حال عرق زياد هم باعث از دست دادن مقدار زيادي از آب و نمک بدن مي شود و اگر آب از دست رفته جايگزين نشود جريان خون کاهش مي يابد و اين امر بر روي مغز ، قلب و ريه تاثير مي گذارد. اين پزشک افزود: همچنين فرد دچار سردرد، سرگيجه، تهوع و ضعف، کاهش هوشياري به ميزان کم و بياشتهايي مي شود از اين رو شخص گرمازده را بايد به يک اتاق خنک برد، وي را وادار کرد تا دراز بکشد، پاهايش را بالا و سرش را پايين بياورد تا جريان خون کافي به مغزش برسد. وي در عين حال توصيه کرد که بايد به بيمار هر 15 دقيقه يک بار در چهار نوبت نصف ليوان آب و نمک داده شود و اگر بيمار استفراغ کرد، سريع وي را به بيمارستان رساند تا سرم تجويز شود. دکتر مقدري در مورد گرمازدگي از نوع حمله گرمايي گفت : بيمار گرمازده اي که دچار حمله گرمايي شده است، پوستش داغ، برافروخته و خشک، دماي بدنش مشخصا بالا، نبضش سريع و قوي و نيز فشار خونش ممکن است در ابتدا بالا باشد. سرد کردن سريع بدن بيمار، درمان اين نوع گرمازدگي است. وي در مورد علل رخ دادن اين نوع از گرمازدگي خاطرنشان کرد: زماني حمله گرمايي رخ مي دهد که دماي بدن تا 40 درجه سانتي گراد بالا رود ولي تعرقي صورت نمي گيرد، آن وقت مکانيسم تنظيم کننده گرما در بدن نمي تواند بدن را تا حد کافي سرد کند. اين امر باعث مي شود که گرماي زيادي در بدن ذخيره شود و سرانجام سلول هاي مغزي دچار صدمه مي شوند. اين حالت ممکن است به ناتواني دايمي و يا مرگ بيانجامد. وي همچنين گشاد وتنگ شدن مردمک، تنفس سطحي و ضعيف، تهوع ، تشنج ، انقباض عضلاني و عدم هشياري (احتمال مرگ و مير 80 درصد) را از ديگر عوارض حمله گرمايي بيان کرد . اين پزشک در مورد کمک هاي اوليه به بيمار دچار حمله گرمايي گفت: بدن شخصي که دچار حمله گرمايي شده است بايد به سرعت سرد شود ازاين رو مي توان بيمار را در ملحفه هايي که با آب سرد مرطوب شده ،پوشاند و در حين انتقال ، وي را مرتبا باد زد. ايده آل ترين راه اين است که کل بدن بيمار را سريعا درحمام آب و يخ قرار داد و يخ بر روي پوستش بگذاريم . دکتر مقدري ياداور شد : عمل سرد کردن در زير دست ها، دورگردن و اطراف قوزکها بايد ادامه داده شود تا عروق بزرگ سطحي خنک شوند. اين کار تا زماني که دماي بدن بيمار به 37 يا 38 درجه برسد ، بايد ادامه پيدا کند. وي در مورد استفاده از آب براي جلوگيري از گرمازدگي گفت: متاسفانه مردم فکر مي کنند که نوشيدن آب به تنهايي براي بدن کافي است اما بايد بدانند که در هنگام عرق کردن علاوه بر دفع آب بدن ، نمک نيز دفع مي شود . پس خوردن آب به تنهايي براي بدن کافي نيست و بايد در عين حال توجه کرد که استفاده زياد از نمک هم توصيه نمي شود. براي جلوگيري از گرمازدگي ” خاكشير يخ زده ” مصرف كنيد 4م تیر 1385 @ 19:23 - بازديد:820 به گفته يك متخصص گياه دارويي، استفاده از”خاكشير يخ زده ” با شربت آبليمو براي جلوگيري از گرمازدگي موثر است. ” فريبرز معطر ” روز يكشنبه افزود : با توجه به فرا رسيدن فصل گرما و بيماريهاي اين فصل كهبارزترين آن گرمازدگي و اسهال است ، خانوادهها ميتوانند اين شربت را تهيه و مصرف كنند. وي با اشاره به اينكه خاكشير داراي مادهاي ضد ميكروبي است كه در هواي سرد، پايدار و فعال ميشود ، گفت : براي جلوگيري از اسهال و بروزتاثير خنكي، خاكشير بايد به شكل يخ زده يا همراهخورده يخ مصرف شود، در غير اين صورت ملين و اسهال آور است. وي افزود: باتوجه به گرمي و آلودگي هوا، مصرف آبليمو نيز به دليل داشتن ويتامين سي كه داراي خاصيت ضدعفونيكننده است توصيه ميشود و نياز است هر دو روز يك بار يك ليمو در مصرف آب روزانه استفاده شود. |
| ||
![]() سلام يادمان نرود سياست پدر مادر ندارد! دل كسي براي ما نخواهد سوخت |
| ||
![]() سلام! كي اكس داده به اين بنده خداها؟ اميد كاره توئه؟؟؟ - - - - - - -- - -- - - -- - -- مشاور رئيس جمهور در امور نيروي انساني گفت: اقدامات آقاي احمدينژاد طي سه سال گذشته موجب شد كه منافع نامشروع بسياري از قدرتهاي خارجي و حتي محافل داخلي به خطر افتاده و آسيب جدي ببيند. از اين رو برخي به فكر بركناري يا ترور رئيسجمهور افتادند كه افشاي توطئه ربودن رئيسجمهور در سفر به عراق و توطئه ترور ايشان در اجلاس فائو از آن جمله است كه هر دو نيز به خواست خداوند در نطفه خفه شد. به گزارش فرارو به نقل از فارس، علي ذبيحي شب گذشته در مسجد علي ابن ابيطالب تبريز ضمن انتقاد از برخي نزديكان و دوستان دولت افزود: به عملكرد برخي از خوديها كه دم از اسلام و انقلاب و رهبري ميزنند، اما در مقابل رئيسجمهور قرار گرفتهاند، معترض بوده و از اين امر بسيار متأسف هستيم؛ چرا كه توقع ديگري از اين خوديها داشتيم. مشاور رئيسجمهور در ادامه فضاي كنوني كشور را با حوادث اوايل انقلاب مقايسه كرد و افزود: امروز نيز مانند اوايل انقلاب عدهاي در داخل و خارج از كشور قصد دارند فضاي جامعه را عليه آقاي احمدينژاد مسموم كرده و زمينه را براي انجام برخي اقدامات ناخوشايند آماده كنند كه اين امر در راستاي دستور صريح بوش نسبت به ترور مقامات ايراني صورت مي گيرد. وي با اشاره به اوايل انقلاب و مقايسه آن با شرايط كنوني گفت:در زمان حيات شهيد مظلوم، آيت الله بهشتي نيز فضايي ايجاد شد كه بسياري از خوديها در مقابل ايشان ايستادند و با تهمت و افترا اين سرمايه انقلاب را زمينگير كرده سپس توطئه ترور وي را عملي ساختند. |
| ||
![]() رييس جمهور فاش كرد: توطئه امريكا براي ربودن احمدي نژاد جام جم آنلاين: " محمود احمدي نژاد " رئيس جمهور در ششمين اجلاسيه سراسري جامعه مدرسين حوزه علميه قم و علماي بلاد، از طرح امريكاييها براي ربودن وي در جريان سفر اخيرش به عراق پرده برداشت. دکتر احمدي نژاد در اين نشست كه روز پنجشنبه در قم برگزار شد، به سفر چندي پيش خود به عراق اشاره و خاطر نشان کرد: من اولين رئيس دولتي بودم که با اعلام قبلي دو روز به اين کشور سفر رسمي کردم. پيش از من روساي دولت هاي آمريکا و انگليس به واسطه حضور گسترده نظاميان خود در اين کشور چند ساعتي حضور پيدا کرده اما هيچ کدام از آنها شب را در عراق نمانده اند. وي با يادآوري اينکه حاضر نشده بود در سفر عراق در منطقه تحت کنترل آمريکايي ها (منطقه خضرا) اقامت گزيند، خبر داد: براساس اطلاعات موثق، دشمنان طرح ربودن و ترور خادم ملت ايران را در سفر به عراق برنامه ريزي کرده بودند که به فضل الهي با تغيير يکي دو برنامه در اراده و تصميم آنها تزلزل ايجاد شد و وقتي متوجه موضوع شدند که عراق را ترک کرده بوديم و آنها همچنان مبهوت مانده اند. دکتر احمدي نژاد با تاکيد بر اينکه دشمنان قادر نيستند آسيبي به کشورمان وارد کنند، تصريح کرد: امروز شرايط دشمنان به گونه اي است که از نظر روحي منفعل و بريده اند و به فضل الهي دستي که به سمت ايران بلند شود، به سرعت قطع خواهد شد؛ چرا که دوران زورگويي و قلدر مآبي به لحاظ نظري و عملي به پايان رسيده و نشانه هاي آن به وضوح نمايان است. رئيس شوراي عالي امنيت ملي با بيان اينکه حضور دولت در عرصه سياست خارجي حضوري اعتقادي و آرماني است، گفت: دولت در اين عرصه بر مبناي تکليف ديني عمل مي کند و ذرّه اي در آن بازي سياسي وجود ندارد. رئيس جمهور با بيان اينکه قدرت هاي زورگو در موضوع هسته اي همه توان خود را به کار گرفته اما در شکستن اراده ملت ايران ناکام مانده اند، تصريح کرد: موضوع هسته اي از نظر ما تمام شده است و حتي اخيراً بازي جديدي را آغاز کرده اند که اين بازي ، اسباب آزمايش است و اين نيز جز ذلت براي آنها رهاوردي نخواهد داشت. وي تاکيد کرد: دولت نهم در سياست خارجي و موضوع هسته اي قدم به قدم و با شناخت دقيق از محيط جهاني گام برمي دارد. پي نوشت: ميبينين؟تنها عامل شاديمون رو هم ميخوان بدزدن! البته اينطور ميگن ها!!! |
| ||
![]() میهمان برنامه فاکس نیوز: ایرانیان که به هر حال در جنگی که در یا زود با ما خواهند داشت کشته خواهند شد، پس بهتر است اعضای بدن خود را بفروشند… البرز : شبکه تلویزیونی فاکس نیوز در برنامه موسوم به چشم قرمز (Red Eye) در توهینی آشکار به مردم ایران، فروش اندامهای بدن مانند کلیه و قلب را به باد تمسخر و استهزا گرفت. مجری این شبکه در ابتدا گفت : من همه چیز درباره ایران شنیده بودم و هماکنون هم اینرا بشنویم: یک پزشک متخصص پیوند اعضاء در کارولینای شمالی میگوید: ایرانیان موفق شدهاند کاری را انجام دهند که از دیدگاه سیاستمداران آمریکایی مدتهاست غیرممکن مینماید. در واقع ایرانیان موفق شدهاند برای هرکسی که نیاز به کلیه داشته باشند، یک کلیه تهیه کنند. میدانید اینکارچگونه انجام میشود؟ خوب پول میدهند و میخرند… وی افزود : در آمریکا ۷۵هزار بیمار در صف انتظار قرار دارند و این میزان در ایران صفر است و از این رو میتوان گفت ایرانیان به یک دستاورد مثبت رسیدهاند. کوین گلدینگتون گفت: دولت برای هر کدام از آنان ۱۲۰۰ دلار میپردازد و در واقع این برابر با درآمد ناخالص یک خانواده ایرانی است. اگر این میزان را در مقیاس آمریکا قرار دهیم، قیمت یک کلیه ۱۵۰هزار دلار خواهد بود. وی تصریح کرد: کاری که من پیشنهاد میکنم این است که “به نوعی با ایرانیان رودررو شویم و من خودم اعضای بدن ایرانیان را به قیمت ۱۲۰۰دلار میخرم و در آمریکا به قیمت ۳۰۰۰دلار میفروشم. از یک سو آمریکاییها خوشحال خواهند شد و ایرانیانی هم که به هر حال در جنگی که دیر یا زود با ما خواهند داشت، کشته میشوند. البته ایرانیها اعضای بدن خود را از دست میدهند. به نظر من این پیشنهاد سخاوتمندانه است و من حاضرم از همین فردا کار خودم را شروع کنم.” دیگر میهمان این برنامه گفت در واقع این فقر و فشار است که باعث میشود در ایران مردم فقیر کلیههای خود را از دست بدهند. وی در پاسخ به اینکه حاضر است کلیه خود را بفروشد یا خیر گفت “حاضرم بچه خودم را بفروشم ولی کلیهام را نه!!!” مجری نیز حرف او را با تمسخر قطع کرد و با خنده گفت “بیایید در این خصوص یک تظاهرات اعتراضآمیز برگزار کنیم” مجری در ادامه گفت “البته اگر روزی مجبور شوم یکی از اعضای بدنم را بفروشم، انگشتم را خواهم فروخت” این گزارش با تصویر یکی از نشستهای خبری محمود احمدینژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران شروع شد و با تصاویری از یک اتاق عمل جراحی که احتمالاً تصاویر مربوط به ایران باشد، ادامه یافت… http://kaghazpare.rayansoft.net/?p=36 |
| ||
|
ن غلام قمرم، غير قمر هيچ مگو پيش من جز سخن شعر و شکر، هيچ مگو سخن رنج مگو، سخن گنج مگو وَر از اين بي خبري رنج مَبَر، هيچ مگو دوش ديوانه شدم عشق مرا ديد و بگفت آمدم، نعره مَزَن، جامه مَدَر، هيچ مگو گفتم اي عشق، من از چيز دگر مي ترسم گفت آن چيز دِگر، نيست دگر، هيچ مگو من به گوش تو سخن هاي نهان خواهم گفت سَر بجنبان که بلي، جز که به سر، هيچ مگو گفتم اين روي فرشته است عجب يا بشر است؟ گفت اين غير فرشته است و بشر، هيچ مگو گفتم اين چيست؟ بگو زيرو زِبَر خواهم شد گفت مي باش چنين زير و زبر، هيچ مگو اي نشسته تو در اين خانه خوش نقش و خيال خيز از اين خانه برو، رخت بِبَر، هيچ مگو |
| ||
|
هر روز دير سر کار حاضر مي شد، وقتي مي گفتند : چرا دير مي آيي؟ جواب مي داد: يک ساعت بيشتر مي خوابم تا انرژي زيادتري براي کار کردن داشته باشم، براي آن يک ساعت هم که پول نمي گيرم. يک روز رئيس او را خواست و براي آخرين بار اخطار کرد که ديگر دير سر کار نيايد. هر وقت مطلب آماده براي تدريس نداشت به رئيس آموزشگاه زنگ مي زد تا شاگرد ها آن روز براي کلاس نيايند و وقتشان تلف نشود. يک روز از پچ پچ هاي همکارانش فهميد ممکن است براي ترم بعد دعوت به کار نشود.. هر زمان نمي توانست کار مشتري را با دقت و کيفيت ، در زماني که آنها مي خواهند تحويل دهد، سفارش را قبول نمي کرد و عذر مي خواست. يک روز فهميد مشتريان ش بسيار کمتر شده اند. نشسته بود. دستي به موهاي بلند و کم پشتش مي کشيد . سيگاري آتش زد و به فکر فرو رفت. بايد کاري مي کرد. بايد خودش را اصلاح مي کرد. ناگهان فکري به ذهنش رسيد. او مي توانست بازيگر باشد: * * * از فردا صبح ، هر روز به موقع سرکارش حاضر مي شد، کلاسهايش را مرتب تشکيل مي داد، و همه ي سفارشات مشتريانش را قبول مي کرد. او هر روز دو ساعت سر کار چرت مي زد. وقتي براي تدريس آماده نبود در کلاس راه مي رفت، دستهايش را به هم مي ماليد و با اعتماد به نفس بالا مي گفت: خوب بچه ها درس جلسه ي قبل را مرور مي کنيم. سفارش هاي مشتريانش را قبول مي کرد اما زمان تحويل بهانه هاي مختلفي مي آورد تا کار را ديرتر تحويل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده ها بار به خواستگاري رفته بود. حالا رئيس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدير آموزشگاه راضي است که استاد کلاسش منظم شده و مشتريانش مثل روزهاي اول زياد شده اند. اما او ديگر با خودش «صادق » نيست. او الان يک بازيگر است. همانند بقيه مردم |
| ||
|
کوچه تف کرده ز آفتابي تند جوي ، تن در لجن فرو برده چند تير چراغ ساکت و مات، سايه شان آفتاب را خورده * مردي آمد به کوچه پاي کشان عنتري مرده روي دستش بود. اشک ، لغزنده از دو چشمانش لب به اين گفته دائما ميسرود : * - عنترم مرد، واي ، اي مردم ! رفت سرمايه ام دگر از دست. بعد از او، چون توان بجا ماندن رشته زندگي گسست، گسست * نه کلاغي پريد از ديوار، نه در خانه اي کسي بگشود، لوطي از کوچه پيچ خورد و گذشت بي هدف گريه کرد و ره پيمود. * کسي نکردش به گفته اي خرسند کم نکردند کاهي زبارش کس نپرسيد درد او از چيست خنده کردند جمله بر کارش * کس نگفتش که : " راستي، لوطي عنترت را چه پيش آمد، مرد ؟ " تا بگويد که : - گزمه ي نادان زهر در قند کرد و عنتر خورد * شب شد و ماه باز پيدا شد شب پر پيچ و تاب سردرگم ناله اي از درون کوچه رسيد : -"عنترم مرد، واي، اي مردم ! " * روز ديگر که آفتاب دميد دو جسد در کنار کو ديدند عنتري بود و صاحبش، آنگاه ، زين خبر اهل شهر خنديدند ! نصرت رحماني |
| ||
|
سلام.گاهي دل آدم تنگ ميشه ! چه ميشه كرد؟ آن سيه چرده كه شيرينى عالم با اوست چشم ميگون لب خندان دل خرم با اوست گرچه شيرين دهنان پادشهانند ولى او سليمان زمانست كه خاتم با اوست خال مشكين كه بدان عارض گندم گونست سر آن دانه كه شد رهزن آدم با اوست با كه اين نكته توان گفت كه آن سنگين دل كشت ما را و دم عيسى مريم با اوست دلبرم عزم سفر كرد خدا را ياران چه كنم با دل مجروح كه مرهم با اوست روى خوبست و كمال هنر و دامن پاك لاجرم همت پاكان دو عالم با اوست حافظ از معتقد انست گرامى دارش زانكه بخشايش بس روح مكرم با اوست |
Direct link to this blog: http://www.iranmatch.org/blogs/zahra123
Copyright © 1999-2008 Yek Be Yek All rights reserved.




اما وقتي گذاشتمش تو دهنم اون مزه ترش و خوشمزه رو نداشت.يه جورايي بود.حالم گرفته شد 






